یه حسای خوبی هست که باید با بقیه قسمتشون کنی...
مثلا وقتی یه اتفاق خوب واست میوفته به همه میگی... میخوای اونارم تو شادی خودت شریک کنی... اما بعد از یه مدت به یه جایی میرسی که هرچقدر هم که این حس خوبه رو تقسیم کنی، دلت آروم نمیگیره، انگار یه چیزی درست نیست، یه جای کار می لنگه، یکی باید باشه که نیست...
یکی باید باشه که با کلیی جیغ و داد و شیطنت بری بهش بگی:
مشتلق بده تا یه خبر خوب بدم بهت
اونم بهت بگه:
میدونم قبول شدی دیوونه
بعد لپاتو بگیره، بکشه جلو صورتتو، جایزتو بده
بعد ولت کنه بری پی زندگیت...
اینهمه رو گفتم که بگم اونی که باید نیست
(تعداد روزایی که نبودی رو میدونم، ۲۰ سال شده، تعداد روزایی که مونده تا برسی رو بهم بگو اقلاً)
ما را در سایت هم اکنون در تمام سینما های پایتخت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18