بعضی وقتا برای نگه داشتن یه نفر از دل و جونت مایه میذاری میخوای بفهمونی بهش که میخوای که باشه. هی ردت میکنه هی ذوقتو کور میکنه هی ناز میکنه هی کم میذاره هی بی اهمیته براش هی دلتو میشکنه و میشکنه و میشکنه...
و در آخر به یه جایی میرسی که نمیفهمی چیشد.. نمیفهمی کِی حذفش کردی نمیفهمی از کِی دیگه برات اهمیت نداره و از کِی از چشمت افتاده...
البته رسیدن به این مرحله خیلییی سخته جوری که یه مدت هر ساعت به فکرشی، میخوای باهاش حرف بزنی، اولین نفر تو لیست پیامات باشه، بعد کم کم هرساعت تبدیل میشه به هر شب بعد یه چند روز در هفته بعد یه چند روز در ماه و در اخر به یه جایی میرسه که یهو پاک میشه از تو زندگیت... دیگه حتی اگر بشه اونی که تو میخوای هم نمیتونی دوسش داشته باشی
و فقط از روزای با اون بودن یه مشت خاطره ی مَلَسه که توذهنت میمونه...
ما را در سایت هم اکنون در تمام سینما های پایتخت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8