مرد میدان

خرید بک لینک
من حالم بد بود، استرس داشتم، ترس برم داشته بود، موقعیت تازه ای بود، با دنیای من فرق داشت، باید کمکم میکردی که عوض شوم، باید دستم را میگرفتی، جلویم خم میشدی و میگفتی :(بیا رو کولم)
بعد من تمام راه موهایت را نوازش میکردم که سنگینی من را حس نکنی، در گوشت شعر میخواندم، داغی نفسم را حواله ی گردنت می کردم....
اگر میماندی و نشانم میدادی که مرد میدانی
نه اینکه صبح با (متاسفم، در توانم نیست) روی آینه مواجهم کنی...
هم اکنون در تمام سینما های پایتخت...

ما را در سایت هم اکنون در تمام سینما های پایتخت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:00

صفحه بندی