تو عکست را میفرستی با لبخندی که بوی سیب میدهد...
موهای طلایی ات را با شال مشکی رنگی که دور سرت بسته ای، مهار کرده ای که مبادا باد اجازه ی پرسه زدن در آنها را به خود بدهد...
چشمانت آبی تر از همیشه اند جوری که فکر میکنم شاید انعکاس چشمان توست که آسمانِ عکس را آبی کرده...
کوله ات که کج، روی شانه ات لم داده و دوربینت که دست هایش را دور گردنت انداخته دل من را بیشتر از قبل تنگ میکند...
و من همه ی اینها را می بینم
و فقط میتوانم بگویم:
لطفا نام، نام خانوادگی و نام شهر خود را وارد کنید!
ما را در سایت هم اکنون در تمام سینما های پایتخت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17